لالهاى بود که با داغ جگر سوخته بودآتشى در دل سودا زده افروخته بودشرم دارم که بگویم تن مسموم تو راخصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود . . .
حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در استزائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر استقبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر استلالهاش خون دل «میثم» خونینجگر است . . .
برچسب:
نویسنده: زهرا سامانی
تاريخ: پنجشنبه
20 آبان
1395 ساعت: 7:27